|
shaparak
تنهام گذاشت
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟اینکه هر کاری در توانِت هست براش انجام بدی،بعد برگرده بگه :مگه من ازت خواستم…..!...
سهشنبه 21 خرداد 1392 :: 23:00 :: نويسنده : shaparaktanha خسته شدم از نبودنت
خسته شدم از قلمی
که فقط از تو
برای تو مینویسه
خسته شدم از قلبی
که
فقط برای تو
به عشق تو می تپه
خسته شدم از زندانی
که تمام دیوار های آن
از یاد تو پر شده
و فقط تو میدانی که
این دیوار ها هیچ وقت در نمیشوند
و یادت هیچ وقت
حتی به خاطره هم
تبدیل نمیشوند
خسته شدم...
چقدر دوری...
چقدر فاصله... چقدر انتظار
شنبه 18 خرداد 1392 :: 18:57 :: نويسنده : shaparaktanha همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی وای از اون روزی که خودش بشه درد دلت شنبه 18 خرداد 1392 :: 18:50 :: نويسنده : shaparaktanha
دلم برای کسی تنگ است
ولی آخر چرا؟؟؟
چرا اینهمه عشق و وفاداری و
عاقبت بی اعتماد ای کاش میشد راهی را کشف نمود تا در این دنیای پر از دروغ و فریب اعتماد هم جائی پیدا میکرد با همه ی اعتمادی که کردم و از قلبم مایه گذاشتم تنها یک چیز فقط یک چیز بی اعتمادی همه چیز رو بهم ریخت و احساسات عاشقانه ای رو که از اعماق قلبم تقدیم کرده بودم به باد داد افسوس......... افسوس........افسوس دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 23:36 :: نويسنده : shaparaktanha خدایا امشب میای کنارم تا یه کم درد دل کنم؟
خدایا…
یکشنبه 12 خرداد 1392 :: 23:48 :: نويسنده : shaparaktanha
تنها بودن قدرت می خواهد ، و این قدرت را کسی به من داد ، که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم ..!!
یکشنبه 12 خرداد 1392 :: 23:46 :: نويسنده : shaparaktanha درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدیدامیدوارم خوشتون بیاد موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|