shaparak
تنهام گذاشت

 خدایا کودکی اَم را گرفتی جوانی اَم را دادی ...
 عقلم را گرفتی عشق را دادی ....
 عشق را گرفتی و تنهایی را دادی ...
 خنده هایم را گرفتی و غم را دادی ...
 آرزوهایم را گرفتیو حسرت را دادی ...
 خدایا برگرد!!!
 من هنوز نفس میکشم ...
 یادت رفت نفسم را بگیری ...

دوشنبه 04 آذر 1392 :: 22:59 :: نويسنده : shaparaktanha

جمعه 03 آبان 1392 :: 21:24 :: نويسنده : shaparaktanha

یادته بهت می گفتم اگه تو بری می میرم
حالا تو رفتی و نیستی ٬ پس چرا من نمی میرم؟

چرا هستم؟ چرا موندم؟ چجوری طاقت می آرم؟
چجوری من دلم اومد رو مزارت گل بزارم؟

جای خالیت و چجوری میتونم بازم ببینم؟
دیگه چشمام و نمیخوام. نمیخوام دیگه ببینم!

وای چطوری دلم اومد جسم سردت و ببوسم؟
من که آتیش میگرفتم٬ چی باعث شد که نسوزم؟

ذره ذره٬قطره قطره٬ میسوزم اما میمونم
خودمم موندم چه جوری میتونم زنده بمونم

هنوزم باور ندارم که تو نیستی و من هستم
شایدم من مرده باشم٬ الکی میگن که هستم!

کاشکی وقتی که میرفتی دستتو گرفته بودم
کاشکی پر نمیکشیدی بالت و شکسته بودم

نازنین وقتی که بودی شبا هم تو رو میدیدم
دیگه از روزی که رفتی حتی خوابتم ندیدم

تو که بی وفا نبودی٬لااقل بیا تو خوابم
مگه تو خبر نداری شب و روز برات بیتابم؟

میدونم یه روز دوباره می تونم تو رو ببینم
تو پیش خدا دعا کن که منم زود تر بمیرم

جمعه 03 آبان 1392 :: 21:21 :: نويسنده : shaparaktanha

*چه کسی می گوید که من هیچ ندارم ... !؟*

* من چیـــزهای با ارزشی دارم !*

* حنجره ای برای بغـــض ؛*

* چشمانی برای گریه ،*

* لب هایی برای سکـــوت !*

* دست هایی برای خــــالی ماندن ....*

* پاهایی برای نرفتـــن ... !!!‬*

 

*چنــد ساعتی با هم بودیــم!

من بــه تــو نگــاه میکردم ..

و .. تــو به ساعتت ؛

تـــو قرار داشتی و .. من بی قــراری!*

 

**یِکبار تو خواستی،مَن نَخواستَم، **
** یِکبار مَن خواستَم،تو نَخواستی،با هَم که ساده کُنیم، **
** میشَوَد مَن تـَنـهـا،تو هَم تـَنـهـا...**

 

*مداد به دست ميگيرم ... *

* صفحه ي سفيد كاغذ .. *

* مي خواهم از تو نقشي بكشم !... *

* چشم چشم دو ابرو ... *

* تا همين جا كافي ست !... *

* مي نشينم سير.. *

* نگاهـت ميكنم !..*

جمعه 03 آبان 1392 :: 21:15 :: نويسنده : shaparaktanha

خخخخخخخخخخخخخدا این چه سرنوشتی

من دارم دیگ بسه این همه عذاب  دارم

توان کدوم کارمو پس میدم ای خدا چقد امتحان 

کی میخواد این امتحان کردنا تموم میشه

پنج‌شنبه 25 مهر 1392 :: 22:14 :: نويسنده : shaparaktanha

تو،

برایِ من

من،

برایِ تو

ومعادله تکمیل است ...

یکشنبه 17 شهریور 1392 :: 11:55 :: نويسنده : shaparaktanha

 

خدا اگه قرار این دفه  جداشم اگه قرار ازم بگیری قبلش نفسمو بگیر

چهارشنبه 23 مرداد 1392 :: 13:32 :: نويسنده : shaparaktanha

دوباره مشکل دوباره سختی دوباره احساس جدایی از یار از زندگیم از تمام وجودم....این تو میخواهی بمانی ولی دیگران نه.. چرا این سرنوشت من است انگار به ازای هرماه خوشی در کنار تو باید 1بار طعم تلخ جدایی را حس کنم...خخخخخخخدا من بریدمن دیگه توانی برای امتحان کردن ندارم....میدانم فرشته ای که به من دادی چقد ارزشمند است میدانم باید قدرش را بدانم  نیازی به امتحان من نیست به این همه سختی و جدایی نیست....خجالتیگریه

c6rs1awq9g5eixmxtln7 متن هاي كوتاه و زيباي عاشقانه همراه با عكسهايي رمانتيك

یکشنبه 20 مرداد 1392 :: 21:34 :: نويسنده : shaparaktanha

 

مرا به ذهنت نه…. به دلت بسپار….

من ازگم شدن درجاهای شلوغ

…میترسم …

arg7fywzoa499vgbzdyk متن هاي كوتاه و زيباي عاشقانه همراه با عكسهايي رمانتيك

یکشنبه 20 مرداد 1392 :: 21:24 :: نويسنده : shaparaktanha

خواستن ،همیشه توانستن نیست

گاهی فقط،

داغ بزرگی است

که تا ابد بر دلت می ماند

ifygxck0uctni119bhdy متن هاي كوتاه و زيباي عاشقانه همراه با عكسهايي رمانتيك

یکشنبه 20 مرداد 1392 :: 21:23 :: نويسنده : shaparaktanha
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران