shaparak
تنهام گذاشت

دوباره سكوت،دوباره تنهايي، 

دوباره من و يك دنيا خاطره،دوباره تنها شده ام،دوباره دلم تنگ است

به اندازه ي غم يك گل پژمرده،

به اندازه ي سوز و تب يك دشت باران نخورده،

به اندازه ي اندوه يك مرغ قفسي،

دوباره صورتم نم اشك را حس كرد

دوباره باران را به انتظار نشسته ام

دوباره درد را به مداوا نشسته ام

دوباره دلشوره به دل نهفته ام

دوباره ميخواهم به سوي تو بيايم

دوباره دلم هواي تورا كرده

دوباره دلم هواي تورا كرده... 

 


سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 21:02 :: نويسنده : shaparaktanha

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران